خواهم مرد
تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد
مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد
تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند
سایه در سایه این ثانیه ها خواهم مرد
شعله های بی تو ز بی رنگی دریا گفتند
موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد
مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد
تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند
سایه در سایه این ثانیه ها خواهم مرد
شعله های بی تو ز بی رنگی دریا گفتند
موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد
just four you
میان گریههایم
راهى براى عبور توست
مىدانم
عادت كردهاى
رهگذر لحظههاى بارانىام باشى
این بار هم بگذر
و چشمهایت را به پنجرهاى بده
كه شب و روز
مرا نگاه مىكند ...
راهى براى عبور توست
مىدانم
عادت كردهاى
رهگذر لحظههاى بارانىام باشى
این بار هم بگذر
و چشمهایت را به پنجرهاى بده
كه شب و روز
مرا نگاه مىكند ...
چی بخونم....
من چی بخونم که تورو به خوبیه خودت بگم
چه بخونم که خوبیات حتی نشه یه ذره کم؟؟
هیچکی برام تو نمیشه، تو دنیا تو یه دونه ای
بزار تا دنیا بدونن تو عشق این دیوونه ای
فاصله ها ....
وقتی شب به انتها نمیرسه
تنها جای پر کشیدن قفسه
حالا که سکوت ما نمیشکنه
بین ما فاصله فریاد میزنه
زیر سقف این آسمون کبود
تو بگو گناه من یکی چی بود
یه دفعه همه قلبها سنگی شدن
پس بده دوباره چشمات رو به من
تنها جای پر کشیدن قفسه
حالا که سکوت ما نمیشکنه
بین ما فاصله فریاد میزنه
زیر سقف این آسمون کبود
تو بگو گناه من یکی چی بود
یه دفعه همه قلبها سنگی شدن
پس بده دوباره چشمات رو به من
اولین آغاز...
اينجا در قلب من حد و مرزي براي حضور تو نيست
به من نگو که چگونه بي تو زيستن را تمرين کنم
مگر ماهي بيرون از آب ميتواند نفس بکشد
مگر مي شود هوا را از زندگيم برداري و من زنده بمانم
بگو معني تمرين چيست ؟
بريدن از چه چيز را تمرين کنم ؟
بريدن از خودم را ؟
مگر هميشه نگفتم که تو هم پاره اي از تن مني ...
از من نپرس که اشکهايم را براي چه به پروانه ها هديه مي دهم
همه مي دانند که دروري تو روحم را مي آزارد
تو خود پروانه هارابه من سپردي که ميهمان لحظه هاي بي کسي ام باشند
نگاهتت را از چشمم برندار مرا از من نگير ..
هواي سرد اينجا رو دوست ندارم
مرا عاشقانه در آغوش بگير که سخت تنهام
به من نگو که چگونه بي تو زيستن را تمرين کنم
مگر ماهي بيرون از آب ميتواند نفس بکشد
مگر مي شود هوا را از زندگيم برداري و من زنده بمانم
بگو معني تمرين چيست ؟
بريدن از چه چيز را تمرين کنم ؟
بريدن از خودم را ؟
مگر هميشه نگفتم که تو هم پاره اي از تن مني ...
از من نپرس که اشکهايم را براي چه به پروانه ها هديه مي دهم
همه مي دانند که دروري تو روحم را مي آزارد
تو خود پروانه هارابه من سپردي که ميهمان لحظه هاي بي کسي ام باشند
نگاهتت را از چشمم برندار مرا از من نگير ..
هواي سرد اينجا رو دوست ندارم
مرا عاشقانه در آغوش بگير که سخت تنهام
واسه شروع اومدم.....
واسه آغاز الانم دیر نشده.........
جاده دل....
جاده مقصد و بلد نيست وقتي تو اين جا نباشي !
من نمي رسم به خورشيد ، اگه پا به پا نباشي !
جاده سردرگمه بي تو ، سفر آغاز عذابه !
گم مي شم وقتي كه چشمات به چشاي من نتابه !
من نمي رسم به خورشيد ، اگه پا به پا نباشي !
جاده سردرگمه بي تو ، سفر آغاز عذابه !
گم مي شم وقتي كه چشمات به چشاي من نتابه !

